لطفا صبر کنید ...

«ددی سایت» مکانی است که در آن می توانید یک گفتگوی سالم، بدون استرس و سازنده با دیگران داشته باشید. برای شروع ثبت نام کنید و یا وارد حساب کاربری خود شوید.

تاپیک های پیشنهادی به شما

تاپیک های جدید (بیشتر)

نظرسنجی های جدید (بیشتر)

موزیک های جدید (بیشتر)

لحظات جدید (بیشتر)

تاپیک های به روز شده (بیشتر)

تاپیک های پر بازدید 30 روز گذشته (بیشتر)



بازگشت به صفحه قبل بازگشت به لیست تاپیک ها پرینت این صفحه به اشتراک گذاری این صفحه در فیسبوک به اشتراک گذاری این صفحه در تلگرام به اشتراک گذاری این صفحه در واتس اپ به اشتراک گذاری این صفحه در اکس بزرگ کردن اندازه قلم کوچک کردن اندازه قلم کپی لینک این صفحه 
ای شب از رؤيای تورنگين شده
سينه از عطرتوام سنگين شده

ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیم بخشیده از اندوه بیش

همچو بارانی که شویدجسم خاک
هستیم زآلودگی ها کرده پاک

ای تپش های تن سوزان من
آتشی در مزرع مژگان من

ای ز گندمزارها سرشارتر
ای ز زرین شاخهها پربارتر

ای در بگشوده بر خورشیدها
در هجوم ظلمت تردیدها

با توام ديگر ز دردی بيم نيست
هست اگر، جزدرد خوشبختیم نیست

ای دل تنگ من و این بارنور؟
هایهوی زندگی در قعر گور؟

ای دو چشمانت چمنزاران من
داغ چشمت خورده بر چشمان من

پيش از اینت گرکه در خود داشتم
هرکسی را تو نمیانگاشتم درد

تاریکیست،درد خواستن
رفتن وبیهوده خود را کاستن

سر نهادن بر سیه دل سینه ها
سینه آلودن به چرک کینه ها

در نوازش، نيش ماران يافتن
زهر در لبخند ياران يافتن

زر نهادن در کف طرارها
گمشدن در پهنهٔ بازارها آه، ای با جان من آميخته ای مرا از گور من انگيخته چون ستاره، با دو بال زرنشان آمده از دوردست آسمان از تو، تنهائیم خاموشی گرفت پیکرم بوی همآغوشی گرفت جوی خشک سينه ام را آب،تو بستر رگهام را سيلاب،تو در جهانی اینچنين سرد و سياه با قدمهایت قدمهايم براه ای به زير پوستم پنهان شده همچو خون در پوستم جوشان شده گيسويم رااز نوازش سوخته گونه هام از هرم خواهش سوخته آه، ای بيگانه با پیراهنم آشنای سبزه زاران تنم آه، ای روشن طلوع بی غروب آفتاب سرزمين های جنوب عشق ديگر نيست اين، اين خيرگيست چلچراغی در سکوت و تيرگيست عشق چون در سينه ام بيدار شد از طلب، پا تا سرم ايثار شد اين دگر من نيستم، من نيستم حيف از آن عمری که با من زيستم ای لبانم بوسه گاه بوسه ات خیره چشمانم براه بوسه ات ای تشنج های لذت در تنم ای خطوط پيکرت پيراهنم آه، میخواهم که بشکافم ز هم شادیم یکدم بيالاید به غم آه، میخواهم که برخيزم ز جای همچو ابری اشک ریزم هایهای اين دل تنگ من و اين دود عود؟ در شبستان، زخمه های چنگ و رود؟ اين فضای خالی و پروازها؟ اين شب خاموش و اين آوازها؟ ای نگاهت لای لائی سحر بار گاهوار کودکان بيقرار ای نفسهایت نسیم نیمخواب شسته در خود، لرزه های اضطراب خفته در لبخند فرداهای من رفته تا اعماق دنیاهای من ای مرا با شور شعر آميخته اينهمه آتش به شعرم ريخته چون تب عشقم چنين افروختی لاجرم، شعرم به آتش سوختی
برای شرکت در این گفتگو وارد حساب کاربری خود شوید و یا یک حساب کاربری جدید ایجاد نمایید.


در حال دریافت پست های این تاپیک

تبلیغات و آگهی ها


دانستن اینکه پدربزرگ و یا مادربزرگ پدر یا مادر شما چه کسانی بوده اند بسیار هیجان انگیز است. همه ما دوست داریم که ریشه خود را بیشتر بشناسیم. در این راس...

نوشتن وصیت نامه در هر سن و سالی نشانی از عاقبت اندیشی و واقع بینی است. در این راستا سرویس آنلاین وصیت نامه « وصیت ساز » یک سامانه جامع و تخصصی است که ...

یکی از نشانه های جامعه سالم این است که افراد می توانند در محیطی دوستانه و صمیمی با دیگران به گفتگو و تبادل نظر بپردازند.  ایجاد این محیط خود یک چالش ...