یه بنده خدایی توی دیوار آگهی زده:
«تلویزیون عتیقه، فقط دکوره، چیزی ازش نمی دونم، همون جوری می فروشم – 23 میلیون.»
همین رو که دیدم، یه داستان تخیلی اومد تو ذهنم.
توی دلم گفتم : آخه بنده خدا، یه دو تا فایده از عتیقه ات می نوشتی، شاید یکی پیدا شد و خرید. هم اکنون، فرمان می دهیم به باد صبا که مسخّر شده ماست. ای باد صبا! داستان را نشان بنده خدا بده تا ایده بگیرد، باشد که تلویزیون عتیقه ش، روی دستش نماند. 😎 👇
مردی داشت تلویزیون گنده شو می فروخت، چون زن و بچه اش گفته بودن:
«دیگه این جعبه رو نمی خوایم، فقط جا گرفته!»
یه مشتری لپ تاپی اومد دم در و گفت:
«آقا این چیه؟ کمده؟»
صاحبه گفت:
«کمد؟ این شاهکار مهندسیه قدیمِ، پسرجون! فقط تصویر نمی داد، بخاریِ زمستون ما هم بود!»
مشتری خندید:«جدی؟»
– «آره! برفک که می زد، اون قَدَر داغ می شد که هم تصویر می دیدیم، هم سقف خونه گرم می شد! تازه، ورزش رایگان هم داشت، چون باید با آنتن می جنگیدیم تا تصویر صاف شه!»
– «پس چرا می فروشی؟»
– «آخه هر بار می خوام یه برنامه ببینم، باید یه ربع صبر کنم تا گرم شه!»
یهو یادم افتاد… یه زمانی تلویزیون گرما داشت،
الان فقط نور سرد لپ تاپ مونده 💭
خدایی کسی پیدا میشه بَخَرَتِش به قیمت 23 میلیون؟
حالا بحث اصلی اینجاست: کدام یک ارزشمندتر ِ؟ همان گرمای قدیمی که با سختی به دست می آمد، یا کارایی سریع و سردِ لپ تاب این روزها؟