*لطفا به من زنگ بزن*
مثل همه ی آنوقت ها که دلت می گیرد،
آسمان ابری می شود،
نفست تنگ،
می خواهی بغضت را برایم ترجمه کنی،
دلواپسی هایت را فریاد کنی،
گوشی را بردار و درست همان لحظه به
من زنگ بزن.
"لطفا به من زنگ بزن"
مانند تمام روزهایی که بی تاب می شوی،
خسته گی شانه هایت را تا می کند،
زندگی آن روی دیگرش را،
به تو نشان می دهد.
سکوت می کنی.
تلخی ها، به حنجره ات فشار می آورند،
گوشی را بردار
و به من زنگ بزن.
"لطفا به من زنگ بزن"
مانند همه ی آن وقت ها
که می خواهی کسی همراهت باشد،
کوچه های پاییز را زیر باران با او قدم بزنی،
با من راه بیا...
تا لبانت را به لبخند بکشانم،
آغوشت را در بند آغوشم کنم،
صدایت را به روی تن شهر بریزم،
با من بیا
دست در دستت
با موسیقی دلخواه زمان،
پا به پای عشق قدم بزنیم،
برای یک لحظه دلخوشی
چشیدن طعم نارنگی و خرمالو های گس،
برای شنیدن نبض روزهایم،
برای همهمه ی شادیمان،
گوشی را بردار و به من زنگ بزن.
"لطفا به من زنگ بزن" به وقت تمام خواب های به نیمه رسیده ام، مانند تمام نیمه شب ها، که از کابوس تنهایی ام برمیخیزم، آن گوشی هوشمند لعنتی را بردار، تا اسم تو را روی صفحه ببینم، آنقدر هول شوم که از شادی، اشک دیدم را تار کند، فکرم هزارجا برود، هوا کم بیاورم. کاش هم باز همان جمله ی همیشه گی را بگویی آروز نباشد کاش..؟! قلبم تندتند بزند، نفهمم چه وقت انگشتم روی کلید سبز می رود، بشنوم نتوانی حرف بزنی! بگویی؛ "سلاااام.... بیدارت کردم؟" آنقدر که نتوانم جوابی برایت داشته باشم، به سختی بگویم؛ "نه"... بگویی؛ "دیگر نمی توانم تحمل کنم" باید همه چیز را همین حالا بگویم!!!... بگویی؛"دوستت دارم" عمر منی، بدون تو زندگی روی پاهای من بند نیست، باید باشی، بدون تو نمی توانم... بگویی؛ "" دوستت دارم"" بگویی؛ دوستت دارم... بگویی؛ #دوستت_دارم،... بگویی؛ دوستت دارم چندبار پلک بزنم مطمئن شوم مثل همیشه، خواب ندیده ام ... زندگی م از همان لحظه رنگ بگیرد، سبز شوم جان بگیرم... پاییز من شود بهار، تنم گُر بگیرد، یک هوا شوم تابستانی داغ... بلرزم از خوشی، زمستان روی شانه هایم دست بکشد... همه ی لحظه هایم یک جور دیگر شود، خوشبختی برایم پابکوبد... ... لطفا زندگی مرا از نیمه شب آغاز کن... . . . "لطفا به من زنگ بزن" 🤣😁😜🏃🕳️