لطفا صبر کنید ...

«ددی سایت» مکانی است که در آن می توانید یک گفتگوی سالم، بدون استرس و سازنده با دیگران داشته باشید. برای شروع ثبت نام کنید و یا وارد حساب کاربری خود شوید.

تاپیک های پیشنهادی به شما

تاپیک های جدید (بیشتر)

نظرسنجی های جدید (بیشتر)

موزیک های جدید (بیشتر)

لحظات جدید (بیشتر)

تاپیک های به روز شده (بیشتر)

تاپیک های پر بازدید 30 روز گذشته (بیشتر)



بازگشت به صفحه قبل بازگشت به لیست تاپیک ها پرینت این صفحه به اشتراک گذاری این صفحه در فیسبوک به اشتراک گذاری این صفحه در تلگرام به اشتراک گذاری این صفحه در واتس اپ به اشتراک گذاری این صفحه در اکس بزرگ کردن اندازه قلم کوچک کردن اندازه قلم کپی لینک این صفحه 
واقعاً متاسفم برا زن داییم ! از سال 1400 تنها تو خونه ای که وقتی بچه بودم بابا و مامانم واسم خریدن زندگی میکنم این چند روزه همش زن داییم زنگ میزد منم به حرف مامانم گوش کردم که می گفت با اون در ارتباط نباش آدم خوبی نیست منم محلش نمی دادم زن داییم با داییم حدود 17 ساله با هم ازدواج کردن و تو این مدت هم داییم نمی خواسته بچه دار بشن اونوقت این مدت که خبری نبوده دست به یه کار خیلی کثیفی زد زن داییم این مدت خیلی کارای دور از شرمی کرد و خیلی هم بی پروا بود مثلا با مامانم تو یه بیمارستان کار می کنه همشم بلند بلند می خنده تا جلب توجه کنه مثلا مامانم اهل دروغ نیست تعریف می کنه همش تو بخش های بیمارستان قهقهه می زنه و هیچم حیا نمیکنه یا مثلا بی حجاب موهاشو فر کرده بوده به صورتی موهاش تو هوا تکون بخوره میپریده تو هوا بدو بدو می کرده و محکم پهلوشو کوبونده به مامانم بعدش مامانم محل نداده دیگه شیفتش تموم شده بوده خواسته بره سوار سرویس شه برگرده خونه زن داییم بصورت آزار دهنده ای چادر مشکی کرده سرش دوباره خودشو میکوبه به پهلو مامانم و می ره مخفی میشه مامانم حدود 10 سالی میشه با زن داییم قطع رابطه کرده چون یه دروغی بهش گفته بود که هر موقع ازش میپرسم دروغ چی بهت گفته بهم نمیگه میگه دروغی گفته دیگه دوست دارم بدونم چی گفته مامانم باهاش قطع رابطه کرده منم آخرین باری که زن داییم رو دیدم سال 94 بود و بعدش دیگه ندیدمش بعدش داییم تعریف می کنه میگه با گوشی آنلاین در حال تماس تصویری با مرد جوانی رفته داخل اتاق در رو قفل کرده شروع کرده به قهقهه زدن و داییم هم خیلی تعجب کرده ولی هیچ حرفی نزده بابام میگه من بجاش بودم میرفتم در رو میشکوندم کتکش میزم تا حساب کار بیاد دستش داییم هم گوشی ساده ای هم نداره حتی واسه تلفن کردن تا یه ذره چیز یاد بگیره اونوقت داییم خیلی ساده هستش اونوقت زن داییم داییم رو گول زده حق طلاق رو گرفته اونوقت وقتی داییم سر کار بوده رفته خونه رو خالی کرده حتی سبد ده هزاری رو هم آنقدر چشم تنگ بوده برده رفته یه خونه ی دیگه مخفیانه هم بدون خبر رفته طلاق گرفته واقعا وحشتناکه من که فهمیدم شوکه شدم الان و مامانم و داییم و مادربزرگ مادریم همه عصبی و شوکه هستیم نمیدونم چی بگم الان اسکرین شات مامانم و زن داییم رو بعد از طلاق داییم می ذارم :
برای شرکت در این گفتگو وارد حساب کاربری خود شوید و یا یک حساب کاربری جدید ایجاد نمایید.


در حال دریافت پست های این تاپیک

تبلیغات و آگهی ها


دانستن اینکه پدربزرگ و یا مادربزرگ پدر یا مادر شما چه کسانی بوده اند بسیار هیجان انگیز است. همه ما دوست داریم که ریشه خود را بیشتر بشناسیم. در این راس...

آیا شما هم عاشق حیوانات و طبیعت هستید؟ همه ما به حیوان خاصی علاقمندیم، بعضی گربه ها را دوست داریم، بعضی سگ ها، بعضی خرگوش ها، بعضی همسترها و بسیاری گو...

نوشتن وصیت نامه در هر سن و سالی نشانی از عاقبت اندیشی و واقع بینی است. در این راستا سرویس آنلاین وصیت نامه « وصیت ساز » یک سامانه جامع و تخصصی است که ...