لطفا صبر کنید ...

«ددی سایت» مکانی است که در آن می توانید یک گفتگوی سالم، بدون استرس و سازنده با دیگران داشته باشید. برای شروع ثبت نام کنید و یا وارد حساب کاربری خود شوید.

تاپیک های پیشنهادی به شما

تاپیک های جدید (بیشتر)

نظرسنجی های جدید (بیشتر)

موزیک های جدید (بیشتر)

لحظات جدید (بیشتر)

تاپیک های به روز شده (بیشتر)

تاپیک های پر بازدید 30 روز گذشته (بیشتر)



بازگشت به صفحه قبل بازگشت به لیست تاپیک ها پرینت این صفحه به اشتراک گذاری این صفحه در فیسبوک به اشتراک گذاری این صفحه در تلگرام به اشتراک گذاری این صفحه در واتس اپ به اشتراک گذاری این صفحه در اکس بزرگ کردن اندازه قلم کوچک کردن اندازه قلم کپی لینک این صفحه 
نمیدونم چند سال از آخرین باری که دیده بودمش گذشته بود
عین دوتا آدم غریبه از کنار هم رد شدیم
یهو پاهام قفل کرد
انگار منتظر ی همچین روزی و ساعت و دقیقه ای بود
که یهو میخکوب بشن و هر چی حرف تو دلم بودو بندازه رو زبون بی حیایی و گله پشت گله
تمام دردامو توو روش فریاد بزنه
برگشتم که نگاش کنم تا یبار دیگه رفتنشو ببینم
اما دیدم تو یک قدمیم روبروی چشمام وایساده و نگام میکنه
انگار داشت با چشماش حرف میزد
یهو بعدِ این همه مدت بدون اینکه جمله ای بگه
صداش افتاد تو گوشم
خنده هاش
گریه هاش
حرفای عاشقونه و داد و فریاداش
صدای نفساشو میشنیدم
انگار همه ی دنیا تو ی لحظه بی حرکت و بیصدا شد
صدای قلبش اومد
تند تند میزد
اما نمیتونستم بفهمم تو این سکوت مطلق چیا داره تو ذهنش میگذره
نکنه اونم کلی حرف آماده کرده که بهم بگه
نکنه عین روزای آخر گله پشت گله
یهو لباش تکون خورد
باتردید شروع کرد به حرف زدن
《چقدر سفید کردی؟》

هر چی حرف تو ذهنم بود یهو فراموش کردم
دیگه حرف زدن من یا اون هیچ فایده ای نداشت
سرمو انداختم پایین
چشمامو بستم
بغض داشت خفم میکرد
پاشو...
خودتو جمع کن
اون دیگه ی غریبه س
سرمو بلند کردم
تو چشماش زل زدم
نوبت لبهای من بود
خشک و بی روح شده بودم
نفسمو تو سینه دادمو گفتم:

کار سن نیست که اینگونه زمین گیر شدم
من به اندازه ی غمهای دلم پیر شدم...
برای شرکت در این گفتگو وارد حساب کاربری خود شوید و یا یک حساب کاربری جدید ایجاد نمایید.


در حال دریافت پست های این تاپیک

تبلیغات و آگهی ها


آیا شما هم عاشق حیوانات و طبیعت هستید؟ همه ما به حیوان خاصی علاقمندیم، بعضی گربه ها را دوست داریم، بعضی سگ ها، بعضی خرگوش ها، بعضی همسترها و بسیاری گو...

دانستن اینکه پدربزرگ و یا مادربزرگ پدر یا مادر شما چه کسانی بوده اند بسیار هیجان انگیز است. همه ما دوست داریم که ریشه خود را بیشتر بشناسیم. در این راس...

یکی از نشانه های جامعه سالم این است که افراد می توانند در محیطی دوستانه و صمیمی با دیگران به گفتگو و تبادل نظر بپردازند.  ایجاد این محیط خود یک چالش ...