لطفا صبر کنید ...

«ددی سایت» مکانی است که در آن می توانید یک گفتگوی سالم، بدون استرس و سازنده با دیگران داشته باشید. برای شروع ثبت نام کنید و یا وارد حساب کاربری خود شوید.

تاپیک های پیشنهادی به شما

تاپیک های جدید (بیشتر)

نظرسنجی های جدید (بیشتر)

موزیک های جدید (بیشتر)

لحظات جدید (بیشتر)

تاپیک های به روز شده (بیشتر)

تاپیک های پر بازدید 30 روز گذشته (بیشتر)



نوریی 4 ماه پیش گفته: حکایت....
بازگشت به صفحه قبل بازگشت به لیست تاپیک ها پرینت این صفحه به اشتراک گذاری این صفحه در فیسبوک به اشتراک گذاری این صفحه در تلگرام به اشتراک گذاری این صفحه در واتس اپ به اشتراک گذاری این صفحه در اکس بزرگ کردن اندازه قلم کوچک کردن اندازه قلم کپی لینک این صفحه 
🍃🌸

🚩عزرائیل چگونه #جان میگیرد؟

#فرار_از_مرگ

مردی وحشت زده سمت حضرت سلیمان(ع) رفت

✅حضرت سليمان ديد از شدّت ترس رويش زرد و لبانش كبود گشته ، سؤال كرد: ای مرد مؤمن ! چرا چنين شدی؟ سبب ترس تو چيست؟ مرد گفت : عزرائيل بر من از روی كينه و غضب نظری كرده و مرا چنانكه می بينی دچار دهشت ساخته است .

✅حضرت سليمان فرمود: حالا بگو حاجتت چيست ؟ عرض كرد: يا نبیّ الله ! باد در فرمان شماست ؛ به او امر فرمائيد مرا از اينجا به هندوستان ببرد، شايد در آنجا از چنگ عزرائيل رهائی يابم !

حضرت سليمان به باد امر فرمود تا او را شتابان بسمت كشور هندوستان ببرد.

✅روز ديگر كه حضرت سليمان در مجلس ملاقات نشست و عزرائيل برای ديدار آمده بود گفت : ای عزرائيل برای چه سببی در بندۀ مؤمن از روی كينه و غضب نظر كردی تا آن مرد مسكين ، وحشت زده دست از خانه و لانۀ خود كشيده و به ديار غربت فراری شد؟

✅عزرائيل عرض كرد: من از روی غضب به او نگاه نكردم ؛ او چنين گمان بدی دربارۀ من برد. داستان از اين قرار است كه حضرت ربّ ذوالجلال به من امر فرمود تا در فلان ساعت جان او را در هندوستان قبض كنم . قريب به آن ساعت او را اينجا يافتم ، و در يك دنيا از تعجّب و شگفت فرو رفتم و حيران و سرگردان شدم ؛ او از اين حالت حيرت من ترسيد و چنين فهميد كه من بر او نظر سوئی دارم در حاليكه چنين نبود، اضطراب از ناحيۀ خود من بود. باری با خود می گفتم اگر او صدپر داشته باشد در اين زمان كوتاه نمی تواند به هندوستان برود، من چگونه اين مأموريّت خدا را انجام دهم ؟

✅ليكن با خود گفتم من بسراغ مأموريّت خود می روم ، بر عهدۀ من چيز دگری نيست . به امر حقّ به هندوستان رفتم ناگهان آن مرد را در آنجا يافتم و جانش را قبض كردم .


📚معاد شناسی، جلد اول، علامه طهرانی.
.دفتر اوّل «مثنوي » طبع ميرخاني ، ص 26
برای شرکت در این گفتگو وارد حساب کاربری خود شوید و یا یک حساب کاربری جدید ایجاد نمایید.


در حال دریافت پست های این تاپیک

تبلیغات و آگهی ها


دانستن اینکه پدربزرگ و یا مادربزرگ پدر یا مادر شما چه کسانی بوده اند بسیار هیجان انگیز است. همه ما دوست داریم که ریشه خود را بیشتر بشناسیم. در این راس...

آیا شما هم عاشق حیوانات و طبیعت هستید؟ همه ما به حیوان خاصی علاقمندیم، بعضی گربه ها را دوست داریم، بعضی سگ ها، بعضی خرگوش ها، بعضی همسترها و بسیاری گو...

یکی از نشانه های جامعه سالم این است که افراد می توانند در محیطی دوستانه و صمیمی با دیگران به گفتگو و تبادل نظر بپردازند.  ایجاد این محیط خود یک چالش ...