لطفا صبر کنید ...

«ددی سایت» مکانی است که در آن می توانید یک گفتگوی سالم، بدون استرس و سازنده با دیگران داشته باشید. برای شروع ثبت نام کنید و یا وارد حساب کاربری خود شوید.

تاپیک های پیشنهادی به شما

تاپیک های جدید (بیشتر)

نظرسنجی های جدید (بیشتر)

موزیک های جدید (بیشتر)

لحظات جدید (بیشتر)

تاپیک های به روز شده (بیشتر)

تاپیک های پر بازدید 30 روز گذشته (بیشتر)



بازگشت به صفحه قبل بازگشت به لیست تاپیک ها پرینت این صفحه به اشتراک گذاری این صفحه در فیسبوک به اشتراک گذاری این صفحه در تلگرام به اشتراک گذاری این صفحه در واتس اپ به اشتراک گذاری این صفحه در اکس بزرگ کردن اندازه قلم کوچک کردن اندازه قلم کپی لینک این صفحه 
دیگه خسته شده بودم از بس تو دلم هزار جور فکر و خیال چرخیده بود؛ کیفمو برداشتم و رفتم پیش مشاور مدرسه مون. مشاورمون یه خانمِ خیلی باحال و کاربلد بود. نشستم روبه روش و گفتم: 《خانم! یه پسری تو فضای مجازی اومده دایرکتم، پیام داده بیا خواهر و برادر باشیم، تازه کلی هم پزِ تحصیلاتش رو داده! حالا من چیکار کنم؟》

خانم مشاور یه نگاهی بهم کرد و پرسید: 《تو خودت برادر داری؟》

گفتم: 《بله خانم، دارم.》

پرسید: 《رابطه ت با برادرت که محرمته چطوره؟》

گفتم: 《خیلی خوب! اصلا گاهی دستمو می گیره می بَرَتم سینما، برام گل با گلدون کوچیک می خره. عیدها همدیگر رو بغل می کنیم، روبوسی می کنیم و تبریک می گیم. تولدم هیچ وقت یادش نمی ره و برام کادو می خره. گاهی می شینیم با هم دردل می کنیم و انقدر باهام مهربون و رفیقه که نگو. حتی اولش می خواستم به همین برادرم بگم، ولی گفتم شاید ناراحت بشه…》

مشاور یه لبخندی زد و گفت: 《پیام اون پسر دروغگو رو همین الان پاک کن و اصلا جوابش رو نده. این آدم دنبال دوست دختره تا باهاش وقت بگذرونه. دو تا نامحرم هیچ وقت، تحت هیچ شرایطی نمی تونن مثل خواهر و برادر محرم باشن! فهمیدن ش مدرک دانشگاهی نمی خواد، یه امر کاملا بدیهیه!》

با ترس گفتم: 《وای خانم… دوست دختر؟! خاک به سرم، من اصلا اهل این حرفا نیستم!🫣》

خانم مشاور خندید و گفت: 《از چه نوعیه خاک به سرت؟!》 بعدم با خنده ادامه داد: 《خاک روی سرت که می خوای بشه به سرت! رُس خوبه؟ ☺️》

مشاور خیلی باحال حرف می زد! دیدم راست می گه؛ چرا باید خاک به سرم بشه؟ خاک به سرِ همون پسره دروغگو! 😐

آخر سر هم بهم گفت: 《توی فضای مجازی هیچ کس رو به حریم خصوصیت راه نده، ارتباطاتت رو فقط در حد همین نوشته های مجازیت نگه دار و هر چیزی رو ننویس تا کسی به بهانه ی نوشته هات، به خودش اجازه نده پاش رو بذاره توی حریمت.》

این متن رو دیدم توی فضای مجازی. البته نثرش رو تغییر دادم و جزئیاتی رو ازش حذف کردم . خیلی طولانی بود. ولی واقعیه اصل داستان. وقتی متن رو می خوندم توی دلم به دخترِ هزاران، هزارآفرین می گفتم! :))))
برای شرکت در این گفتگو وارد حساب کاربری خود شوید و یا یک حساب کاربری جدید ایجاد نمایید.


در حال دریافت پست های این تاپیک

تبلیغات و آگهی ها


یکی از نشانه های جامعه سالم این است که افراد می توانند در محیطی دوستانه و صمیمی با دیگران به گفتگو و تبادل نظر بپردازند.  ایجاد این محیط خود یک چالش ...

دانستن اینکه پدربزرگ و یا مادربزرگ پدر یا مادر شما چه کسانی بوده اند بسیار هیجان انگیز است. همه ما دوست داریم که ریشه خود را بیشتر بشناسیم. در این راس...

آیا شما هم عاشق حیوانات و طبیعت هستید؟ همه ما به حیوان خاصی علاقمندیم، بعضی گربه ها را دوست داریم، بعضی سگ ها، بعضی خرگوش ها، بعضی همسترها و بسیاری گو...