لطفا صبر کنید ...

«ددی سایت» مکانی است که در آن می توانید یک گفتگوی سالم، بدون استرس و سازنده با دیگران داشته باشید. برای شروع ثبت نام کنید و یا وارد حساب کاربری خود شوید.

تاپیک های پیشنهادی به شما

تاپیک های جدید (بیشتر)

نظرسنجی های جدید (بیشتر)

موزیک های جدید (بیشتر)

لحظات جدید (بیشتر)

تاپیک های به روز شده (بیشتر)

تاپیک های پر بازدید 30 روز گذشته (بیشتر)



بازگشت به صفحه قبل بازگشت به لیست تاپیک ها پرینت این صفحه به اشتراک گذاری این صفحه در فیسبوک به اشتراک گذاری این صفحه در تلگرام به اشتراک گذاری این صفحه در واتس اپ به اشتراک گذاری این صفحه در اکس بزرگ کردن اندازه قلم کوچک کردن اندازه قلم کپی لینک این صفحه 
می ترسم از آدم هایی که دست می گذارند روی تنهایی ات…
مجوزِ ورود می گیرند،
آرام آرام خودشان را به دنیایت نزدیک می کنند
و درست وقتی به بودنشان عادت کردی،
تنهاتر از همیشه رهایت می کنند…

از آدم هایی که ساده می گیری بودنشان را…
بی حساب دوستشان داری،
بی منت برایشان می مانی،
و فقط دلت خوش است که هستند؛
اما یک روز چشم باز می کنی
و می بینی همان آدم هایی که قرار بود
دلخوشیِ لحظه هایت باشند،
شده اند دلیلِ سخت گذشتنِ روزهایت…

می ترسم از آدم هایی که برایشان کوهِ معرفت می شوی؛
برای بودنشان، تمامِ خودت را خرج می کنی؛
وقتی همه می روند، تو می مانی،
وقتی دلشان می گیرد، شانه می شوی،
وقتی زمین می خورند، دستشان را می گیری…
اما وقتی خودت روزی
به شانه ای برای تکیه دادن احتیاج داری،
همان آدم ها
با آتشفشانِ بی معرفتی شان
تمام آرامشت را به آتش می کشند.

می ترسم از آدم هایی که
خودشان را شبیه امن ترین آدمِ دنیا نشان می دهند،
اما آخرِ قصه
همان ها می شوند دلیلِ اینکه
دیگر به هیچ کس اعتماد نکنی.

شاید برای همین است که
گاهی دلم می خواهد
هیچ کس وارد دنیایم نشود…

نه اینکه از آدم ها بیزار باشم؛
نه…
فقط از رفتنشان خسته ام.

از آدم هایی که می آیند، تنهایی ات را از یادت می برند، دلت را به بودنشان گره می زنند و درست همان روزی که بیشتر از همیشه به ماندنشان نیاز داری، می روند… من از تنهایی نمی ترسم؛ از آدم هایی می ترسم که می آیند و تنهایی ات را از یادت می برند، به تو یاد می دهند دوباره اعتماد کنی، دوباره دل ببندی، دوباره برای کسی از خودت بگذری… و بعد، خودشان می شوند دلیلِ تمام آن تنهایی… شاید بدترین درد همین باشد؛ اینکه یک نفر را آن قدر خوب بفهمی، آن قدر دوستش داشته باشی، آن قدر برایش بمانی، که آخرِ قصه بفهمی او حتی ارزشِ ماندنت را هم نفهمیده… آدم ها عجیب اند… گاهی برای یک نفر تمامِ دنیا می شوی، اما برای همان آدم، یک روز به ساده ترین شکل ممکن تمام می شوی و می روی… و من هنوز می ترسم… از آدم ها، از دل بستن، از عادت کردن، از خاطره ساختن، از «تو فرق داری» گفتن ها… چون فهمیده ام گاهی همان آدم هایی که فکر می کنی قرار است مرهمِ زخم هایت باشند، خودشان می شوند عمیق ترین زخمی که تا مدت ها در سکوت با خودت حمل می کنی .
این تاپیک دارای تصویر می باشد ولی در جهت حفظ حریم شخصی کاربران، تنها اعضای «ددی سایت» می توانند تصاویر را مشاهده کنند. برای مشاهده این تصویر وارد حساب کاربری خود شوید و یا یک حساب کاربری جدید ایجاد کنید.
برای شرکت در این گفتگو وارد حساب کاربری خود شوید و یا یک حساب کاربری جدید ایجاد نمایید.


در حال دریافت پست های این تاپیک

تبلیغات و آگهی ها


یکی از نشانه های جامعه سالم این است که افراد می توانند در محیطی دوستانه و صمیمی با دیگران به گفتگو و تبادل نظر بپردازند.  ایجاد این محیط خود یک چالش ...

نوشتن وصیت نامه در هر سن و سالی نشانی از عاقبت اندیشی و واقع بینی است. در این راستا سرویس آنلاین وصیت نامه « وصیت ساز » یک سامانه جامع و تخصصی است که ...

آیا شما هم عاشق حیوانات و طبیعت هستید؟ همه ما به حیوان خاصی علاقمندیم، بعضی گربه ها را دوست داریم، بعضی سگ ها، بعضی خرگوش ها، بعضی همسترها و بسیاری گو...